preborn

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·born/priˈbɔːrn/
pre-beforebornto come into life
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more prebornsuperlative (عالی): most preborn

صفت — قبل از تولد

قبل از تولدنازاده

که پیش از تولد وجود دارد؛ قبل از به دنیا آمدن.

Existing before birth; unborn.

«حقوق نوزادان قبل از تولد مورد بحث است.»

The rights of the preborn are debated.

«کودکان قبل از تولد نمی‌توانند برای خودشان حرف بزنند.»

Preborn children cannot speak for themselves.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000