predetermine

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·de·ter·mine/ˌpriːdɪˈtɜrmɪn/
pre-beforedetermineto decide or establish
verb (فعل)formalpast (گذشته): predeterminedpast participle (مفعولی): predetermined-ing (حال): predetermining3rd (سوم): predetermines

فعل — از پیش تعیین کردن

از پیش تعیین کردنپیشاپیش مشخص کردن

چیزی را از پیش تعیین یا قطعی کردن.

To decide or fix something in advance.

«قوانین امتیاز نهایی را از پیش تعیین می‌کنند.»

The rules predetermine the final score.

«پیشینهٔ شما آینده‌تان را از پیش تعیین نمی‌کند.»

Your background does not predetermine your future.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000