predigests

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·di·gests/ˌpriːˈdaɪdʒests/
pre-beforedigestto break down food
verb (فعل)formalpast (گذشته): predigestedpast participle (مفعولی): predigested-ing (حال): predigesting3rd (سوم): predigests

فعل — پیش‌هضم می‌کند

پیش‌هضم می‌کندقبل از هضم کردن آماده می‌کند

عمل هضم مقدم که قبل از هضم اصلی انجام شود، معمولاً به‌صورت پیش‌پردازش.

Acts of digesting food partially in advance, usually in a preparatory process.

«آنزیم غذا را قبل از رسیدن به معده پیش‌هضم می‌کند.»

The enzyme predigests the food before it reaches the stomach.

«این فرآیند پروتئین‌ها را برای جذب راحت‌تر پیش‌هضم می‌کند.»

This process predigests the proteins for easier absorption.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000