بازگشت

prohibited

pro·hib·it·ed/prəˈhɪbɪtɪd/
pro-forward, in favor ofhibithold, restrain-edpast participle suffix
adjective (صفت)formal
ممنوعتحریم شده

چیزی که به طور رسمی مجاز نیست یا توسط قانون یا قواعد ممنوع شده است.

Something that is officially not allowed or forbidden by law or rules.

«سیگار کشیدن در تمام ساختمان‌های عمومی ممنوع است.»

Smoking is prohibited in all public buildings.

«حمل سلاح در محوطه مدرسه ممنوع است.»

Carrying weapons is prohibited on school grounds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forbiddenممنوع

متداول. در بیشتر بافت‌های رسمی و غیررسمی قابل جایگزینی با prohibited است — مثل 'سیگار کشیدن ممنوع است' که همان معنی را می‌دهد. اغلب در تابلوها و اطلاعیه‌های رسمی استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable with 'prohibited' in most formal or informal contexts—'Smoking is forbidden here' works like 'Smoking is prohibited here.' Chosen often in signs and official notices.

bannedممنوع‌شده

رایج/غیررسمی. برای قوانین یا مقرراتی که چیزی را موقت یا دائمی ممنوع می‌کنند به کار می‌رود — مثل «مواد ممنوع در ورزش». کمی غیررسمی‌تر از prohibited است.

Common/informal. Often used for rules or laws banning something temporarily or permanently—'banned substances' in sports. Slightly less formal than 'prohibited'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000