بازگشت

promontory

prom·on·to·ry/ˈprɒm.ən.tɔːr.i/
noun (اسم)formal
plural (جمع): promontories
برآمدگی زمینمناره صخره‌ای

قسمتی مرتفع از زمین یا صخره که به سمت دریا یا دریاچه کشیده شده است.

A high point of land or rock that juts out into a body of water, such as a sea or lake.

«آن‌ها روی برآمدگی زمین ایستاده و امواج را که زیر آن می‌شکست، تماشا می‌کردند.»

They stood on the promontory watching the waves crash below.

«فانوس دریایی روی یک مناره صخره‌ای ساخته شده بود تا کشتی‌ها را هدایت کند.»

The lighthouse was built on a rocky promontory to guide ships.

تفاوت با واژه‌های مشابه
headlandسرزمین برآمده به دریا

رسمی و رایج. در مواقع جغرافیایی برای برآمدگی‌های ساحلی جایگزین promontory است.

Common and formal. Interchangeable with 'promontory' in geographical contexts for coastal landforms.

capeدماغه

رسمی و رایج. به طور معمول برای promontory به کار می‌رود و اغلب در نام مکان‌ها استفاده می‌شود.

Common and formal. Often refers to a promontory, usually larger or more prominent; often used in place names.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000