prone

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/proʊn/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): pronersuperlative (عالی): pronest

صفت — مستعد

مستعدتمایل‌دار

متمایل یا مستعد تجربه چیزی، معمولا جنبه منفی.

Likely or susceptible to experience something, often something negative.

«او به سردرد مستعد است.»

He is prone to headaches.

«مناطق مستعد سیل نیاز به مراقبت بیشتری دارند.»

Areas prone to flooding need extra care.

تفاوت با واژه‌های مشابه
susceptibleحساس

رسمی. معنای مشابه، اغلب در زمینه پزشکی.

Formal. Similar meaning, often used in medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000