prop up
/ˈprɑːp ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — تکیه دادن
تکیه دادننگه داشتن
چیزی را طوری تکیه دادن یا نگه داشتن است که نیفتد.
To support something physically so that it does not fall.
«در را با یک صندلی تکیه بده تا نیفتد.»
“Prop up the door with a chair.”
«او نردبان را با چند بلوک نگه داشت.»
“He propped up the ladder with blocks.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — سرپا نگه داشتن
سرپا نگه داشتنحمایت کردن
به فرد، سازمان یا نظامی کمک کردن است تا به کار خود ادامه دهد و از هم نپاشد.
To give financial, political, or other support to keep a person, organization, or system functioning.
«وام باعث شد کسبوکار کوچک سرپا بماند.»
“The loan propped up the small business.”
«یارانهها از مزرعههای محلی حمایت میکنند تا دوام بیاورند.»
“Subsidies prop up local farms.”