pull a fast one

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊl ə fæst wʌn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کلک زدن

کلک زدنحقه‌بازی کردن

با یک کلک یا کار زیرکانه و نادرست، کسی را فریب دادن.

To trick someone by doing something dishonest or clever.

«او سعی کرد سر صورت‌حساب کلک بزند.»

He tried to pull a fast one with the bill.

«نمی‌توانی سر من کلاه بگذاری.»

You can't pull a fast one on me.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000