punted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

punt·ed/pʌntɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): puntedpast participle (مفعولی): punted-ing (حال): punting3rd (سوم): punts

فعل — شوت کردن

شوت کردنپارس کردن

توپی را با پا زدن قبل از رسیدن به زمین شوت کردن (گذشته).

Kicked a ball by striking it with the foot before it touches the ground (past tense).

«او توپ را به سمت زمین حریف شوت کرد.»

He punted the ball downfield.

«بازیکن در طول بازی توپ را شوت کرد.»

The player punted during the game.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000