put butter on one's bread

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put but·ter on one's bread/pʊt ˈbʌtər ɑn wʌnz brɛd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — نان کسی را تأمین کردن

نان کسی را تأمین کردنبرای کسی سود داشتن

برای کسی درآمد یا سودی عملی فراهم کردن.

To provide someone with income or a practical benefit.

«کار آزاد خرج زندگی او را تأمین می‌کند.»

Freelance work puts butter on her bread.

«این قرارداد برای ما درآمد فراهم می‌کند.»

The contract puts butter on our bread.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000