put into practice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put in·to prac·tice/pʊt ˈɪntu ˈpræktɪs/
phrase (عبارت)common

عبارت — به اجرا گذاشتن

به اجرا گذاشتنعملی کردن

ایده، روش یا طرحی را در موقعیت واقعی اجرا کردن.

To begin using an idea, method, or plan in a real situation.

«مدرسه سیاست جدید را اجرا کرد.»

The school put the new policy into practice.

«سعی کن این ایده‌ها را عملی کنی.»

Try to put these ideas into practice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000