put forward

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put for·ward/pʊt ˈfɔrwɚd/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — مطرح کردن

مطرح کردنپیشنهاد دادن

ایده، طرح یا استدلالی را برای بررسی دیگران مطرح کردن.

To offer an idea, plan, or argument for people to consider.

«او طرحی عملی مطرح کرد.»

She put forward a practical plan.

«وکیل استدلال تازه‌ای مطرح کرد.»

The lawyer put forward a new argument.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جلو انداختن

جلو انداختنزودتر کردن

زمان یا تاریخی را به وقت زودتری تغییر دادن.

To move a time or date to an earlier time.

«آن‌ها جلسه را یک ساعت جلو انداختند.»

They put forward the meeting by an hour.

«می‌توانیم تاریخ را جلوتر بیاوریم؟»

Can we put the date forward?

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000