put paid to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt peɪd tuː/
phrase (عبارت)formal

عبارت — پایان دادن به

پایان دادن بهبر باد دادن

به چیزی پایان دادن یا امکان آن را از بین بردن.

To bring something to an end or make it impossible.

«طوفان برنامه پیک‌نیک ما را بر هم زد.»

The storm put paid to our picnic.

«آن حکم به آن پیشنهاد پایان داد.»

That ruling put paid to the proposal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000