put the finger on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put the fin·ger on/pʊt ðə ˈfɪŋɡər ɑːn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — شناسایی کردن

شناسایی کردنمقصر را معرفی کردن

کسی را، به‌ویژه به‌عنوان مسئول جرم یا خطا، شناسایی و معرفی کردن.

To identify someone, especially as the person responsible for a crime or wrongdoing.

«شاهد دزد را شناسایی کرد.»

The witness put the finger on the thief.

«پلیس رهبر باند را معرفی کرد.»

Police put the finger on the gang leader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000