put through hoops
/pʊt θruː huːps/
phrase (عبارت)informal
عبارت — هزار جور شرط جلوی پای کسی گذاشتن
هزار جور شرط جلوی پای کسی گذاشتندوندگی دادن
کسی را مجبور کردن از مراحل و شرطهای دشوار یا بیمورد زیادی بگذرد.
To make someone complete many difficult or unnecessary requirements.
«اداره برای یک مجوز ساده متقاضیان را حسابی دوندگی داد.»
“The office put applicants through hoops for a simple permit.”
«پیش از تأیید وام، ما را از مراحل سخت زیادی گذراندند.»
“They put us through hoops before approving the loan.”