put through hoops

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt θruː huːps/
phrase (عبارت)informal

عبارت — هزار جور شرط جلوی پای کسی گذاشتن

هزار جور شرط جلوی پای کسی گذاشتندوندگی دادن

کسی را مجبور کردن از مراحل و شرط‌های دشوار یا بی‌مورد زیادی بگذرد.

To make someone complete many difficult or unnecessary requirements.

«اداره برای یک مجوز ساده متقاضیان را حسابی دوندگی داد.»

The office put applicants through hoops for a simple permit.

«پیش از تأیید وام، ما را از مراحل سخت زیادی گذراندند.»

They put us through hoops before approving the loan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000