put to the test

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt tə ðə tɛst/
phrase (عبارت)common

عبارت — به محک گذاشتن

به محک گذاشتنآزمودن

توانایی، استقامت یا کیفیت کسی یا چیزی را در موقعیتی دشوار آزمودن.

To test someone's ability, strength, or quality in a demanding situation.

«صعود، استقامتشان را به محک گذاشت.»

The climb put their endurance to the test.

«این بحران برنامه را خواهد آزمود.»

This crisis will put the plan to the test.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000