puzzle out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

puz·zle out/ˈpʌzəl aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سر درآوردن

سر درآوردنحل کردن

یعنی با فکر و بررسی زیاد، جواب یا معنای چیزی را پیدا کردن.

To solve or understand something by thinking about it carefully.

«بالاخره جواب را پیدا کردم.»

I finally puzzled out the answer.

«او با فکر کردن فهمید دستگاه چطور کار می‌کند.»

She puzzled out how the machine worked.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000