quivered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

quiv·ered/ˈkwɪvərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): quiveredpast participle (مفعولی): quivered-ing (حال): quivering3rd (سوم): quivers

فعل — لرزید

لرزیدلرزان شد

لرزش یا تکان کوچک، به ویژه به دلیل اضطراب یا احساسات.

Trembled or shook slightly, especially due to nervousness or emotion.

«دست‌هایش از سرما لرزید.»

Her hands quivered with cold.

«او از ترس قبل از آزمون لرزید.»

He quivered with fear before the test.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trembledلرزید

رایج. معنای تقریباً یکسان؛ در بیشتر زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Almost identical meaning; interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000