rankle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rank·le/ˈræŋ.kəl/
verb (فعل)formalpast (گذشته): rankledpast participle (مفعولی): rankled-ing (حال): rankling3rd (سوم): rankles

فعل — آزردن

آزردنرنجاندن

باعث آزردگی یا کینه‌ای مداوم شدن.

To cause persistent irritation or resentment.

«سخنان تندش روزها آزردند.»

His harsh words rankled for days.

«توهین همچنان در ذهنش باقی ماند و او را آزار داد.»

The insult continued to rankle in her mind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irritateآزردن

رایج. در مواقعی که باعث ناراحتی شود جایگزین rankle می‌شود.

Common. Can replace rankle in contexts of causing annoyance or resentment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000