بازگشت

rationally

ra·tion·al·ly/ˈræʃənəli/
rationalbased on reason-lyadverbial suffix
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): rationalposition (جایگاه): end
عقلانیانهمنطقی

به صورت منطقی و معقول، بر اساس دلیل و منطق.

In a logical and sensible way, based on reason.

«قبل از تصمیم‌گیری باید به صورت عقلانی فکر کنی.»

You should think rationally before making decisions.

«او به طور منطقی در مورد مشکل بحث کرد.»

He argued the problem rationally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
logicallyمنطقی

بسیار شبیه معنی است و غالباً جایگزین هم می‌شوند.

Very similar in meaning, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000