razor-sharp

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ra·zor-sharp/ˈreɪzər ʃɑːrp/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more razor-sharpsuperlative (عالی): most razor-sharp

صفت — بسیار تیز

بسیار تیزتیز مثل تیغ

دارای لبه یا نوکی بسیار تیز.

having an extremely sharp edge or point

«تیغه بسیار تیز است.»

The blade is razor-sharp.

«با آن ابزار بسیار تیز بااحتیاط کار کن.»

Be careful with that razor-sharp tool.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more razor-sharpsuperlative (عالی): most razor-sharp

صفت — بسیار دقیق

بسیار دقیقبسیار هوشیار

بسیار دقیق، روشن یا از نظر ذهنی هوشیار.

extremely clear, accurate, or mentally alert

«حافظهٔ او بسیار دقیق است.»

She has a razor-sharp memory.

«تحلیل بسیار دقیق او خطا را پیدا کرد.»

His razor-sharp analysis found the error.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000