read in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/riːd ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — در جریان گذاشتن

در جریان گذاشتنمحرمانه توجیه کردن

کسی را با دادن اطلاعات محرمانه در جریان یک موضوع گذاشتن.

to give someone confidential information so that they understand a situation

«مدیر وکیل جدید را محرمانه در جریان گذاشت.»

The director read the new lawyer in.

«پیش از جلسه مرا در جریان بگذار.»

Read me in before the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000