red light

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rɛd laɪt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): red lights

اسم — چراغ قرمز

چراغ قرمز

چراغ راهنمایی قرمزی است که به خودروها دستور توقف می‌دهد.

A traffic signal that means vehicles must stop.

«پشت چراغ قرمز توقف کن.»

Stop at the red light.

«او صبر کرد تا چراغ قرمز عوض شود.»

She waited for the red light to change.

2noun (اسم)formalplural (جمع): red lights

اسم — علامت توقف

علامت توقفممانعت

علامت یا وضعیتی است که یعنی اجازه داده نشده یا باید فعالیتی متوقف شود.

A signal or situation that means permission has been denied or an activity must stop.

«نهاد ناظر به پروژه چراغ قرمز نشان داد.»

The regulator gave the project a red light.

«کاهش بودجه جلوی گسترش کار را گرفت.»

Budget cuts put a red light on expansion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000