بازگشت

refund

re·fund/ˈriː.fʌnd/
re-back/againfundmoney
1verb (فعل)common
past (گذشته): refundedpast participle (مفعولی): refunded-ing (حال): refunding3rd (سوم): refunds
بازپرداخت کردنبرگرداندن پول

بازگرداندن پولی که برای کالا یا خدمات پرداخت شده است، معمولاً به دلیل نارضایتی یا اشکال.

To give back money paid for a product or service, usually because of dissatisfaction or error.

«فروشگاه بعد از معیوب بودن محصول، پولم را پس داد.»

The store refunded my money after the product was defective.

«آنها پول را به ما بازگرداندند چون خدمات رضایت‌بخش نبود.»

They refunded us because the service was unsatisfactory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reimburseبازپرداخت کردن

رسمی. بیشتر در زمینه هزینه‌ها یا پرداخت‌های رسمی استفاده می‌شود. فقط در محیط‌های مالی جایگزین refund می‌شود و در گفتگوی روزمره کمتر به کار می‌رود.

Formal. Often used in contexts of expenses or official payments. Interchangeable with 'refund' mainly in financial or business settings, not in casual retail conversations.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): refunds
بازپرداختاسترداد پول

پولی که به شخصی که برای کالا یا خدمات پرداخت کرده، بازگردانده می‌شود، معمولاً به دلیل عدم رضایت یا عدم نیاز.

The money returned to someone who paid for a product or service, often because it was unsatisfactory or unwanted.

«من بازپرداخت کامل برای کالای معیوب دریافت کردم.»

I received a full refund for the damaged item.

«بازپرداخت‌ها تا ۳۰ روز پس از خرید امکان‌پذیر است.»

Refunds are available within 30 days of purchase.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reimbursementبازپرداخت

رسمی. عمدتاً برای بازپرداخت هزینه‌ها به جای خریدها به کار می‌رود. مشابه است اما بیشتر در زمینه‌های رسمی یا تجاری به کار می‌رود.

Formal. Usually refers to repayment of expenses or costs rather than purchases. Can be used similarly but mostly in official or business context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000