relatively minor

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rel·a·tive·ly mi·nor/ˈrɛlətɪvli ˈmaɪnər/
phrase (عبارت)common

عبارت — نسبتاً جزئی

نسبتاً جزئیتا حدی کم‌اهمیت

در مقایسه با موضوع‌های دیگر، چندان مهم یا جدی نیست.

Not very important or serious compared with other matters.

«این اشتباه نسبتاً جزئی بود.»

It was a relatively minor mistake.

«آسیب تا حدی کم‌اهمیت بود.»

The damage was relatively minor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000