repine

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·pine/rɪˈpaɪn/
re-intensive or backpineto yearn or suffer
verb (فعل)formalpast (گذشته): repinedpast participle (مفعولی): repined-ing (حال): repining3rd (سوم): repines

فعل — ناخرسند بودن

ناخرسند بودناندوهگین شدنغمگین بودن

ابراز ناراحتی یا دل‌تنگی کردن برای چیزی؛ احساس ناخشنودی داشتن.

To feel or express discontent, fret, or long for something

«در اندوه از دست دادن خانه کودکی‌اش بود.»

She repined over the loss of her childhood home.

«از انتظار طولانی ناخشنود بود.»

He repined at the long wait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lamentغم‌خواری کردن

رسمی یا ادبی. وقتی برای بیان اندوه به کار می‌رود قابل جایگزینی است.

Formal or literary. Interchangeable when expressing sorrow about something.

wailزاری کردن

غیررسمی یا ادبی، به بیان بلند غم اشاره دارد، همیشه جایگزین نیست چون نشان‌دهنده صدای بلند است.

Informal or literary, focuses on loud expression of sadness. Not always interchangeable as it implies noise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000