بازگشت

wail

/weɪl/
1verb (فعل)common
past (گذشته): wailedpast participle (مفعولی): wailed-ing (حال): wailing3rd (سوم): wails
زاری کردنناله کردن

بلند و کشیده گریه کردن یا ناله کردن، معمولاً از روی اندوه یا درد

To make a long, loud, high-pitched cry, especially expressing grief or pain

«کودک تمام شب بلند ناله می‌کرد.»

The baby wailed loudly throughout the night.

«وقتی خبر را شنید، غمگین و بلند ناله کرد.»

She wailed in sorrow when she heard the news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cryگریه کردن

روزمره. در بیشتر موارد قابل تعویض است اما wail صدای بلندتر و شدیدتری دارد؛ مثلاً «او بلند ناله کرد» و «او آرام گریه کرد».

Everyday. Interchangeable in most contexts but 'wail' implies a louder, more intense sound than 'cry'. For example, 'She wailed loudly' vs. 'She cried softly'.

lamentاندوه گرفتن

رسمی/ادبی. بیشتر برای ابراز غم به صورت کلامی یا آواز است؛ لزوماً با صدای بلند ناله همراه نیست و همیشه قابل جایگزینی نیست.

Formal/literary. Used more for expressing grief in words or song; less focus on loud screaming sounds. Not always interchangeable with wail.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): wails
زارینالهآه کشیدن

صدا یا ناله‌ای بلند و کشیده که نشان‌دهنده غم، درد یا ناراحتی است

A long, loud cry expressing grief, pain, or distress

«ناله‌اش از آن سر خیابان هم شنیده می‌شد.»

Her wail could be heard from down the street.

«آوای بلند آژیر به همه هشدار تخلیه داد.»

The wail of the siren warned everyone to evacuate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cryگریه، ناله

روزمره. معمولاً می‌تواند جایگزین wail شود اما wail روی طول مدت و شدت تأکید دارد.

Everyday. Can usually replace 'wail' when referring to a loud expression of sorrow, but 'wail' emphasizes length and intensity.

lamentنوحه

رسمی/ادبی. بیشتر برای بیان غم به صورت شعر یا رسمی است، کمتر مربوط به صدای بلند.

Formal/literary. More for poetic or formal expression of grief, less about the loud noise itself.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000