repressions

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·pres·sions/rɪˈprɛʃənz/
re-againpressto push down-ionaction or state
noun (اسم)formal

اسم — سرکوب‌ها

سرکوب‌هامهارها

عمل مهار یا سرکوب احساسات یا رفتارها.

The act of holding back or suppressing emotions or actions.

«سرکوب‌های سیاسی تحت رژیم افزایش یافت.»

Political repressions increased under the regime.

«مهارهای او بر سلامت روانش تاثیر گذاشتند.»

His repressions affected his mental health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suppressionسرکوب

رایج. اغلب در زمینه‌های روانشناسی یا سیاسی با repression قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with repression in psychological or political contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000