repurified

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·pu·ri·fied/ˌriːˈpjʊr.ɪ.faɪd/
re-againpurifyto make clean or pure-edpast tense
adjective (صفت)technical

صفت — دوباره تصفیه شده

دوباره تصفیه شدهپاک‌سازی مجدد شده

دوباره یا بیشتر پاک‌سازی شده پس از فرآیند اولیه پاک‌سازی.

Having been purified again or further purified after initial purification.

«آب دوباره تصفیه شده برای نوشیدن ایمن است.»

The repurified water is safe for drinking.

«آن‌ها در آزمایش از مواد شیمیایی دوباره تصفیه شده استفاده کردند.»

They used repurified chemicals in the experiment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000