بازگشت

resign

re·sign/rɪˈzaɪn/
re-back, againsignmark, signal
verb (فعل)common
past (گذشته): resignedpast participle (مفعولی): resigned-ing (حال): resigning3rd (سوم): resigns
استعفا دادنکناره‌گیری کردن

رسماً از یک شغل یا سمت کناره‌گیری کردن

To formally give up a job or position

«او تصمیم گرفت از شغلش استعفا دهد.»

She decided to resign from her job.

«مدیرعامل پس از رسوایی استعفا داد.»

The CEO resigned after the scandal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quitترک کردن

غیررسمی. در موقعیت‌های دوستانه می‌تواند جای resign را بگیرد اما کمتر رسمی است.

Informal. Can replace resign in casual contexts but may sound less formal and polite.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000