respiratory

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

res·pi·ra·to·ry/ˈrɛspɪˌrətɔːri/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more respiratorysuperlative (عالی): most respiratory

صفت — تنفسی

تنفسی

مربوط به تنفس یا ارگان‌های مرتبط با آن.

Relating to breathing or the organs involved in breathing.

«بیماری‌های تنفسی بر ریه‌ها تاثیر می‌گذارند.»

Respiratory diseases affect the lungs.

«او به یک درمانگر تنفسی مراجعه کرد.»

He visited a respiratory therapist.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000