بازگشت

responsibilities

re·spon·si·bil·i·ties/rɪˌspɒnsəˈbɪlɪtiz/
noun (اسم)common
plural (جمع): responsibilities
مسئولیت‌هاوظایف

وظایفی که باید به عنوان بخشی از نقشی انجام داد.

Things that one is required to do as part of a role or duty.

«او مسئولیت‌های زیادی در محل کار دارد.»

She has many responsibilities at work.

«مراقبت از کودکان مسئولیت بزرگی است.»

Taking care of children is a big responsibility.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dutiesوظایف

رایج. معمولا به وظایف و تکالیف اشاره دارد و در محیط کاری قابل جایگزینی است.

Common. Usually refers to expected tasks or obligations, interchangeable in job contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000