بازگشت

retracted

re·tract·ed/rɪˈtræktɪd/
re-back, againtractto pull-edpast tense marker
adjective (صفت)common
پس گرفته شدهکشیده شده به عقب

کشیده شده به عقب یا جمع شده؛ پس گرفته شده.

Pulled back or drawn in; withdrawn.

«پنجه‌های گربه جمع شده بودند.»

The cat's claws were retracted.

«او اظهارات قبلی خود را پس گرفت.»

He retracted his previous statement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
withdrawnپس گرفته شده

رایج. به معنی عقب کشیده شده یا برداشته شده است و در بسیاری از موارد جایگزین retracted می‌شود.

Common. Means pulled back or removed; can replace retracted in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000