بازگشت

rinse

/rɪns/
verb (فعل)common
past (گذشته): rinsedpast participle (مفعولی): rinsed-ing (حال): rinsing3rd (سوم): rinses
آب‌کشی کردنشستن

شستشو دادن چیزی به‌سادگی با آب برای پاک کردن کثیفی یا صابون.

To wash something lightly with water to remove dirt or soap.

«سبزیجات را با آب سرد بشویید.»

Rinse the vegetables with cold water.

«بعد از مسواک زدن دهانش را آب کشید.»

She rinsed her mouth after brushing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
washشستن

متداول. می‌تواند جایگزین rinse شود اما معمولاً پاک‌کننده‌تر از آب‌کشی با آب است.

Common. Can often replace 'rinse' but implies a more thorough cleaning rather than a light wash with water.

flushشستن با جریان آب زیاد

متداول. معمولاً برای دور کردن چیزها با آب فراوان است؛ کمتر مناسب برای شستشوی سبک مثل rinse.

Common. Usually for moving away things with plenty of water; less precise for delicate cleaning like 'rinse'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000