بازگشت

wash

/wɒʃ/
1verb (فعل)common
past (گذشته): washedpast participle (مفعولی): washed-ing (حال): washing3rd (سوم): washes
شستنپاک کردن

چیزی را با آب و معمولا صابون یا مایع شوینده تمیز کردن.

To clean something with water and, usually, soap or detergent.

«لطفاً قبل از شام دست‌هایتان را بشویید.»

Please wash your hands before dinner.

«او بعد از غذا ظرف‌ها را شست.»

She washed the dishes after the meal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleanseتمیز کردن

رسمی. می‌تواند برای تمیز کردن پوست یا زخم جایگزین 'wash' شود. برای اشیا، 'cleanse' به یک فرآیند کامل‌تر یا پاک‌کننده اشاره دارد. 'She cleansed her face' درست است، اما 'I cleansed my clothes' بیش از حد رسمی به نظر می‌رسد.

Formal. Can be used interchangeably with 'wash' for cleaning skin or wounds. For objects, 'cleanse' suggests a more thorough or purifying process than 'wash'. 'She cleansed her face' works, 'I cleansed my clothes' sounds overly formal.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): washes
شستشولباس‌های شسته شده

عمل یا یک مورد از شستن چیزی.

The act or an instance of washing something.

«ماشین به یک شستشوی خوب نیاز دارد.»

The car needs a good wash.

«من لباس‌های کثیف را داخل ماشین لباسشویی انداختم.»

I put the dirty clothes in the wash.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laundryرختشویی

روزمره. به طور خاص به لباس‌هایی اطلاق می‌شود که باید شسته شوند یا شسته شده‌اند. 'من لباس‌های زیادی برای شستن دارم' درست است، اما 'ماشینم را لباسشویی دادم' غلط است.

Everyday. Refers specifically to clothes that need to be or have been washed. 'I have a lot of laundry to do' works, but 'I gave my car a laundry' doesn't.

3verb (فعل)common
past (گذشته): washedpast participle (مفعولی): washed-ing (حال): washing3rd (سوم): washes
برده شدن توسط آبموج بردن

توسط آب حمل یا جابجا شدن.

To be carried or moved by water.

«قایق کوچک به ساحل رانده شد.»

The small boat washed ashore.

«پس از طوفان، آوارها با رودخانه شسته شدند.»

Debris washed down the river after the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flowجریان یافتن

روزمره. بر حرکت پیوسته و روان یک مایع تأکید دارد. 'آب به سمت پایین جریان می‌یابد' درست است، اما اگر قایق توسط امواج هل داده شده باشد، 'قایق به ساحل جریان یافت' صحیح نیست.

Everyday. Emphasizes continuous, smooth movement of a liquid. 'Water flows downhill' works, but 'The boat flowed ashore' isn't correct if it was pushed by waves.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000