بازگشت

ritually

rit·u·al·ly/ˈrɪtʃ.u.ə.li/
rituala ceremonial act or series of acts-lyin the manner of
adverb (قید)formal
type (نوع): manneradjective (صفت): ritualposition (جایگاه): end
به‌صورت مراسمیاز روی آداب و رسوم

به‌طور مرتبط با یا پیروی‌کننده یک مراسم یا سنت مشخص

In a way that relates to or follows a set ceremony or traditional practice

«قبیله خانه‌های خود را قبل از جشن به‌طور مراسمی پاک می‌کرد.»

The tribe ritually cleansed their homes before the festival.

«آنها هر روز صبح به‌طور آیینی نماز می‌خواندند.»

They ritually offered prayers at dawn every day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ceremoniallyبه‌صورت تشریفاتی

رسمی. وقتی بخواهیم به مراسم رسمی تأکید کنیم بجای ritually به‌کار می‌رود، اما ritually گسترده‌تر و شامل سنت‌ها است.

Formal. Can substitute for 'ritually' when emphasizing formal ceremonies, but 'ritually' is broader, including traditional practices.

traditionallyسنتی

رایج. با ritually هم‌پوشانی دارد اما گسترده‌تر است و شامل سنن فراتر از آیین‌ها می‌شود.

Common. Overlaps with 'ritually' but is broader; 'traditionally' includes customs beyond rituals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000