rockety

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rock·e·ty/ˈrɒkɪti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): rocketiersuperlative (عالی): rocketiest

صفت — موشکی شکل

موشکی شکلسریع

شبیه موشک؛ سریع یا انفجاری.

Resembling or characteristic of a rocket; fast or explosive.

«ماشین شتابی موشکی داشت.»

The car had a rockety acceleration.

«او شروعی سریع و انفجاری به مسابقه داد.»

He gave a rockety start to the race.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000