بازگشت

romp

/rɒmp/
verb (فعل)common
past (گذشته): rompedpast participle (مفعولی): romped-ing (حال): romping3rd (سوم): romps
بازی کردنشیطنت کردنپرید و jumping

بازی کردن یا حرکت کردن به شکلی شاد، آزاد و پر سر و صدا.

To play or move in a lively, carefree, and noisy way.

«توله سگ‌ها در باغ بازی می‌کردند.»

The puppies romped in the garden.

«بچه‌ها با شادی در زمین بازی بازی می‌کردند.»

Children romped happily on the playground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frolicخرامیدن بازیگوشانه

غیررسمی. معنای بسیار مشابه برای حرکت بازیگوشانه.

Informal. Very similar meaning for playful movement or fun.

playبازی کردن

خیلی کلی؛ romp بازی توأم با انرژی و سر و صدا است.

Very general; 'romp' implies energetic and noisy play.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000