roof over one's head

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

roof o·ver one's head/ruːf ˈoʊvər wʌnz hɛd/
phrase (عبارت)common

عبارت — سرپناه

سرپناهجایی برای زندگی

جایی برای زندگی که دست‌کم سرپناه آدم را فراهم کند.

A place to live that provides basic shelter.

«هر کسی حق دارد سرپناهی داشته باشد.»

Everyone deserves a roof over their head.

«آن کار برای او جایی برای زندگی فراهم کرد.»

The job gave him a roof over his head.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000