بازگشت

rot

/rɒt/
1verb (فعل)common
past (گذشته): rottedpast participle (مفعولی): rotted-ing (حال): rotting3rd (سوم): rots
پوسیدنگندیدنفاسد شدن

فاسد شدن یا تجزیه شدن چیزی به‌دلیل فعالیت باکتری‌ها یا قارچ‌ها، که باعث نرم و بدبو شدن و غیرقابل استفاده شدن آن می‌شود

To decay or decompose due to bacteria or fungi, causing something to become soft, smelly, and unusable

«میوه چون زیاد بیرون مانده بود، پوسید.»

The fruit rotted because it was left out too long.

«اگر چوب خیس شود، به مرور زمان می‌پوسد.»

If wood gets wet, it can rot over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decayپوسیدن

رسمی یا علمی. در زمینه تجزیه طبیعی ماده آلی قابل جایگزینی است اما decay بیشتر برای دندان یا چوب به کار می‌رود؛ rot در مکالمه روزمره عمومی‌تر است.

Formal or scientific. Interchangeable in contexts about natural breakdown of organic matter but 'decay' often used for teeth or wood; 'rot' is more general and common in everyday speech.

spoilفاسد شدن

روزمره و معمول. در مورد فاسد شدن غذا جایگزین خوبی است اما برای چوب یا سایر مواد تجزیه شونده مناسب نیست.

Common everyday. Can replace 'rot' when referring to food becoming bad but not suitable for wood or other materials decaying.

متضادها
2noun (اسم)common
پوسیدگیگندیدگی

فرآیند یا نتیجه پوسیدگی و تجزیه شدن

The process or result of decay or decomposition

«پوسیدگی در درخت قدیمی آن را ناامن کرده بود.»

The rot in the old tree made it unsafe.

«پوسیدگی می‌تواند انواع زیادی از غذاها را اگر درست نگهداری نشوند، خراب کند.»

Rot can affect many types of food if not stored properly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decayپوسیدگی

رسمی یا علمی. معمولاً برای فرآیندهای طبیعی تجزیه در زیست‌شناسی به کار می‌رود؛ rot غیررسمی‌تر و عمومی‌تر است.

Formal or scientific. Often used for natural decomposition processes, especially in biology; 'rot' is more colloquial and general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000