rotate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ro·tate/ˈroʊteɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rotatedpast participle (مفعولی): rotated-ing (حال): rotating3rd (سوم): rotates

فعل — چرخیدن

چرخیدندور زدن

چرخیدن حول یک نقطه یا محور مرکزی.

To turn around a central point or axis.

«زمین هر ۲۴ ساعت یک بار می‌چرخد.»

The Earth rotates once every 24 hours.

«چرخ را به‌طرف عقربه‌های ساعت بچرخان.»

Rotate the wheel clockwise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spinچرخیدن

متداول. به چرخش سریع حول محور اشاره دارد که گاهی با rotate قابل جایگزینی است اما سرعت معمولاً بیشتر است.

Common. To turn quickly around an axis, sometimes interchangeable with rotate but 'spin' usually faster.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000