بازگشت

rotates

ro·tates/ˈroʊˌteɪts/
verb (فعل)common
past (گذشته): rotatedpast participle (مفعولی): rotated-ing (حال): rotating3rd (سوم): rotates
چرخیدندور زدن

حرکت دادن یا حرکت کردن حول یک محور یا نقطه مرکزی.

Moves or causes to move around an axis or center point.

«زمین حول محور خود می‌چرخد.»

The Earth rotates on its axis.

«او چرخ را با دقت می‌چرخاند.»

She rotates the wheel carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spinsمی‌چرخد

معمولی. معمولاً حرکت چرخشی سریع‌تر یا پیوسته را نشان می‌دهد.

Common. Often implies faster or continuous circular movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000