rotten apple

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rot·ten ap·ple/ˈrɑtən ˈæpəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): rotten apples

اسم — سیب گندیده

سیب گندیدهسیب فاسد

سیبی که فاسد شده و دیگر برای خوردن مناسب نیست.

An apple that has decayed and is no longer good to eat.

«یک سیب گندیده ته کیسه افتاده بود.»

A rotten apple lay at the bottom of the bag.

«سیب‌های فاسد را پیش از نگهداری جدا کن.»

Remove the rotten apples before storing them.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — آدم فاسد

آدم فاسدعضو خرابکار

فرد بد یا فاسدی که روی دیگر اعضای یک گروه اثر منفی می‌گذارد.

A bad or corrupt person who negatively influences a group.

«یک عضو خرابکار می‌تواند به کل تیم آسیب بزند.»

One rotten apple can harm the whole team.

«آن‌ها فرد فاسد را از گروه کنار گذاشتند.»

They removed the rotten apple from the group.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000