rub in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rʌb ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — مالیدن

مالیدنماساژ دادن

کرِم، روغن یا ماده‌ای دیگر را با مالش به پوست یا سطحی رساندن.

To work a cream, oil, or other substance into skin or a surface by rubbing.

«بعد از حمام لوسیون را روی پوستت بمال.»

Rub in the lotion after your shower.

«او پماد را آرام روی پوست مالید.»

She rubbed in the ointment gently.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — مدام یادآوری کردن

مدام یادآوری کردنبه رخ کشیدن

حقیقت یا انتقادی ناخوشایند را با تکرار و تأکید، آزاردهنده‌تر کردن.

To make an unpleasant fact or criticism more painful by repeating or emphasizing it.

«تمام روز اشتباهم را به رخم نکش.»

Don't rub in my mistake all day.

«او مدام خبر بد را یادآوری می‌کرد.»

He kept rubbing in the bad news.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000