rural

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ru·ral/ˈrʊərəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): ruralersuperlative (عالی): ruralest

صفت — روستایی

روستاییکشاورزیمربوط به حومه شهر

مربوط به مناطق روستایی یا حومه شهرها که معمولاً جمعیت کمی دارند و کشاورزی رایج است.

Related to the countryside or areas outside towns and cities, often characterized by low population density and farming communities.

«او ترجیح می‌دهد در منطقه‌ای روستایی دور از سروصدای شهر زندگی کند.»

She prefers living in a rural area, away from the city noise.

«بسیاری از جوامع روستایی برای امرارمعاش خود به کشاورزی وابسته‌اند.»

Many rural communities depend on farming for their livelihood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
countrysideحومه شهر

رایج. زمانی که درباره مناطق خارج از شهر صحبت می‌شود، می‌توان به جای rural به کار برد اما countryside بیشتر بر زیبایی طبیعی تأکید دارد.

Common. Used interchangeably with rural when referring to areas outside cities, but countryside emphasizes natural or scenic aspects more.

agrarianکشاورزی

رسمی/فنی. به جنبه‌های کشاورزی مناطق روستایی اشاره دارد و در مکالمه عادی کمتر استفاده می‌شود.

Formal/technical. Refers specifically to agricultural or farming aspects related to rural areas, less commonly used in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000