rush in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rʌʃ ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با عجله وارد شدن

با عجله وارد شدنهجوم آوردن

با سرعت و ناگهان وارد جایی شدن.

To enter a place quickly and suddenly.

«دکتر با شنیدن زنگ هشدار با عجله وارد شد.»

The doctor rushed in when she heard the alarm.

«بچه‌ها از باران با عجله وارد شدند.»

The children rushed in from the rain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000