بازگشت

rushed

/rʌʃt/
rushto move or act quickly-edpast tense marker
verb (فعل)common
past (گذشته): rushedpast participle (مفعولی): rushed-ing (حال): rushing3rd (سوم): rushes
شتاب کردنعجله کردن

به سرعت یا ناگهانی حرکت کردن یا انجام کاری

Moved or did something quickly or suddenly

«او برای رسیدن به اتوبوس عجله کرد.»

He rushed to catch the bus.

«او تکالیفش را با عجله انجام داد.»

She rushed through her homework.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hurriedعجولانه انجام دادن

تکراری برای تأکید، معنای مشابه.

Repeated for emphasis, same as above.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000