بازگشت

hurried

hur·ried/ˈhɜːr.id/
hurryto move or act quickly-edpast participle; completed action
adjective (صفت)common
عجولانهشتاب‌زده

انجام شده به سرعت یا با عجله.

Done quickly or in a rushed manner.

«او قبل از رفتن پاسخ عجولانه داد.»

She gave a hurried response before leaving.

«قدم‌های شتاب‌زده‌اش نشان می‌داد دیر کرده.»

His hurried steps showed he was late.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushedعجول

رایج. دلالت بر کمبود وقت و اقدام سریع دارد.

Common. Implies lack of time leading to quick action or decision.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000