بازگشت
adjective (صفت)common
عجولانهشتابزده
انجام شده به سرعت یا با عجله.
Done quickly or in a rushed manner.
«او قبل از رفتن پاسخ عجولانه داد.»
“She gave a hurried response before leaving.”
«قدمهای شتابزدهاش نشان میداد دیر کرده.»
“His hurried steps showed he was late.”
تفاوت با واژههای مشابه
rushed— عجول
رایج. دلالت بر کمبود وقت و اقدام سریع دارد.
Common. Implies lack of time leading to quick action or decision.