safari

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sa·fa·ri/səˈfɑri/
noun (اسم)commonplural (جمع): safaris

اسم — سفر شکار

سفر شکارسفر حیات‌وحش

سفری زمینی برای دیدن یا شکار حیوانات، به ویژه در آفریقا.

An overland journey or expedition to observe or hunt animals, especially in Africa.

«آنها به یک سفر حیات وحش در کنیا رفتند.»

They went on a safari in Kenya.

«سفر حیات‌وحش سه روز طول کشید.»

The safari lasted three days.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000