بازگشت

saliva

sa·li·va/səˈlaɪvə/
noun (اسم)common
لعابآب دهان

مایع شفافی که در دهان انسان‌ها و حیوانات تولید می‌شود و به هضم غذا کمک کرده و دهان را مرطوب نگه می‌دارد.

The clear liquid produced in the mouths of humans and animals that helps with digestion and keeps the mouth moist.

«لعاب به تجزیه غذا در دهان کمک می‌کند.»

Saliva helps break down food in your mouth.

«دندانپزشک از من خواست لعاب دهنم را خشک کنم.»

The dentist asked me to dry my saliva.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spitتف

غیررسمی است و معمولا به عمل بیرون ریختن یا ماده بیرون آمده اشاره دارد؛ جمله «او روی زمین تف کرد» درست است اما «او زیاد تف در دهان دارد» نامانوس است.

Informal. Refers to saliva but usually the act or substance when expelled, not the general liquid inside the mouth; 'He spat on the ground' works, but 'He has much spit in his mouth' sounds odd.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000